منم می خوام ، چرا برای من نخریدی ؟

با بچه های مهد بازی می کردم و صدای جیغ هامون تا کلاس های دیگه هم می رفت ، وقتی حسابی بازی کردیم ، احساس کردم بچه ها خسته شدن ، دور خودم جمعشون کردم که با هم حرف بزنیم و حالا همه با هم می خواستن حرف بزنن و من اصلا نمی دونستم که چی دارن می گن…

تو خیلی با استعدادی ! فقط باید دکتر بشی

دور هم توی سالن نشسته بودیم و داشتیم فیلم نگاه می کردیم و پسرم هم داشت با خودش بازی می کرد ، وقتی فیلم تموم شد ، با همسرم در مورد فیلم حرف می زدیم که پسرم یهو گفت که ( مامان و بابا می خوام براتون گیتار بزنم و بخونم ) ، به همسرم نگاهی کردم و…

دوستم منو مسخره می کنه

در حال کتاب خوندن بودم که سر و صدای بچه ها از کوچه حواسم رو پرت کرد و کتاب رو کنار گذاشتم ، چشم هام رو بستم و با لبخند به صدای بازی کردن بچه ها گوش دادم ، یاد دوران کودکی بخیر ، چه زود گذشت یادم میاد که چقدر با  سر و صدا کردن های خودم بقیه…

دوست خیالی من

امروز صبح که داشتم غذا رو آماده می کردم صدای دخترم رو از اتاقش می شنیدم که داشت با عروسک هاش بازی می کرد وبرای عروسک هاش شعر می خوند و این یه خورده خیالم رو راحت کرد و با لبخند شروع کردم بقیه کارها رو انجام دادم ، وقتی همه کارها رو انجام…