مامان مامان دیدی چه گلی زدم ؟

مامان مامان دیدی چه گلی زدم ؟ امروز همه نوه ها خونه مامان بزرگ جمع شده بودیم  و هر کدوم از نوه ها هم با بچه های خودشون اومده بودن  و این تعداد جمعیت باعث سر و صدای زیادی شده بود و صدای هم رو نمی شنیدیم و باید بلند حرف می زدیم تا صدای هم…

به جای کتک زدن حرف بزن

به جای کتک زدن حرف بزن   با صدای جیغ دخترم از اتاق بیرون اومدم و سریع خودم رو به اتاق بچه ها رسوندم و دیدم که پسرم مداد رنگی خواهرش رو برداشته و نوک مداد رنگی رو شکونده و دخترم فقط داره جیغ میزنه و موهای پسرم رو می کشه و پسرم هم داره جیغ…

اتاقم رو دوست ندارم  

اتاقم رو دوست ندارم   هر روز کار من این شده که با پسرم سر کله بزنم  تا داخل اتاقش بازی کنه ولی بیشتر از نیم ساعت داخل اتاقش نمی مونه و باز با اسباب بازی هاش به پذیرایی میاد و اونجا بازی می کنه و پذیرایی رو حسابی به هم می ریزه ، گاهی اوقات…

وای این بچه چقدر انرژی داره

وای این بچه چقدر انرژی داره کتاب مورد علاقه ام رو برداشتم و یه گوشه روی مبل نشستم تا چند صفحه ای رو بخونم ولی هنوز صفحه اول رو تموم نکرده بودم که پسرم بدو بدو از اتاقش با سر و صدا بیرون اومد ، اون هم با یه طبل کوچیک و سر و صدا هم برای این…