چگونه به کودکم کمک کنم با احساسات خودش کنار بیاید؟

0

یادم میاد یک بار کودکم رو میخواستم به پارک ببرم تا با دوستاش بازی کنه و چون هوا خنک شده بود یه کوچولو بیشتر از روز های دیگه لباس تن کودکم کردم وقتی به پارک رفتیم و کودکم با یه خورده بازی کردن ، شروع به غرغر کرد که ( مامان هوای اینجا خیلی گرمه ) ولی من می گفتم که ( نه هوا گرم نیست وژاکتت رو در نیار ) ولی کودکم چند بار گفت که ( ولی من گرممه ) و من با یه خورده عصبانیت به کودکم گفتم که ( گفتم که ژاکتت رو در نیار ) وکودکم شروع به لجبازی کرد ( من می خوام درش بیارم ، چون خیلی گرممه ) این بحث های من و کودکم نه تنها برای پارک رفتن بود بلکه وقتی توی خونه هم برای تلویزیون نگاه کردن و یا کارهای دیگه هم بود و اگه بخوام دقیق تر به قضیه نگاه کنم من همیشه می خواستم که کودکم همون طور رفتار کنه که من دوست دارم و به کودکم اجازه نمیدم که با احساسش کنار بیاد ، شاید برای شماها هم این موارد پیش اومده و نتونستید چطوری با احساستون کنار بیاید .

احساسات به چه معناست ؟

احساسات به معنای وضعیت روانی افراد برای رفتار مناسب در شرایط مختلف مثل خشم ، شادی ، اندوه ، آرزو ، ترس و . . . است .

چرا مهمه که کودک با احساسش کنار بیاد ؟

اگه دقت کنید تمام حرف هایی که با کودکمون می زنیم بیشتر شبیه جر و بحث هست و ما همراه با این جر و بحث کردن به کودکمون بارها یاد آوری می کنیم که نباید به فهم خودش اعتماد کنه و کاری می کنیم که همیشه به ما متکی باشه و اگه یه روز ما در کنارش نباشیم نتونه کاری رو انجام بده ، پس ما باید به کودکمون اجازه بدیم که با احساسش کنار بیاد و بتونه بدون ترس احساسش رو به ما بگه ، پس این  خیلی مهمه که کودک بتونه با احساسش کنار بیاد به راحتی با مشکلاتش رو به رو بشود .

راه کارهایی برای این که بتونیم با احساساتمون کنار بیایم

۱ – به صحبت های کودک با توجه کامل گوش کنیم .

شاید برای شما هم این اتفاق پیش اومده باشه که وقتی دارید یه کاری رو انجام میدید مثلا دارید سریال و یا اخبار تماشا می کنید کودکتون میاد وبا شما حرف می زنه و بین جمله هاش هم می گه (بابا حرف های منو می شنوی دوستم منو کتک زد ، منم دوستم رو کتک زدم بابا گوش می کنی من چی می گم ؟ ) ما هم می گیم  (آره صدات رو دارم می شنوم ، حرف بزن ) صدای کودک رو داریم می شنویم ولی تمام حواسمون به برنامه تلویزیون هست و کامل به کودکمون توجه نمی کنیم اگه فقط چند دقیقه تلویزیون رو خاموش کنیم و تمام حواسمون رو به کودکمون بدیم و اون حرف هاش رو بزنه راحت تر با احساسش کنار میاد .

۲ – با استفاده از بعضی از کلمه ها به کودک نشون بدید که احساسشو درک کردید .

یا وقتی کودکمون از چیزی ناراحت و عصبانی هست ومیاد با ما حرف می زنه شروع می کنیم به سوال پرسیدن و نصیحت کردن ( مامان یه نفر اون مداد جدیدم که خیلی قشنگ بود رو دزدیده ) و ما هم در جواب می گیم ( مطمئنی که اونو گم نکردی ؟ ) و یا می گیم ( خب ، اگه تو وسایلات رو روی میز پخش و پلا کنی چه انتظار دیگه ای داری ؟ ) ببینید یا سوال می پرسیم یا نصیحت ،می تونیم به جای این دو کار با یه کلمه حرف کودکمون رو تایید کنیم ، وقتی که می گه ( مامان یه نفر مدادم رو دزدیده ) می تونیم بگیم ( راستی ؟ ) و یا از کلمه های دیگه ای مثل ( اوه ، درست ، فهمیدم و . . . ) استفاده کنیم وبه این طریق کودک می فهمه که ما احساسش رو درک کردیم .

۳ – پیدا کردن اسم برای احساس کودک

و یا وقتی کودکمون با گریه میاد پیش ما و می گه ( مامان جوجه  من مرده ، اون تا همین چند دقیقه پیش زنده بود ) حالا جواب ما رو ببینید که چیه ( دخترم چیزی نشده که ، ناراحت نباش ) ( این همه گریه نکن یه دونه دیگه واست می خرم ) و کودکمون لج می کنه و می گه که ( من همون جوجه رو می خوام ) ولی اگه به جای این حرفها برای احساس کودکمون اسم بزاریم که ( خیلی بد شد ، منم ناراحت شدم از دست دادن دوست خیلی سخته ) و از این حرف ها کودکمون زودتر با احساس از دست دادن جوجه کنار میاد .

۴ – آرزو ها و خواسته های کودک رو در عالم خیال برآورده کنید .

بعضی اوقات هم کودک ما بهونه بستنی شکلاتی رو می گیره و ما توی خونه نداریم به جای این که توضیح بدیم و دلیل بیاریم می تونیم با خیال پردازی کردن که آره کاشی یه بستنی شکلاتی بزرگ پر از شکلات و کاکائو داشتیم که این جوری بود اونجوری بود به همین سادگی حواس بچه رو از چیزی که می خواست دور می کنیم و بعدش هم می گیم حالا که اینو توی خونه نداریم به جاش یه چیز دیگه می خوریم و فردا با هم میریم می خریم و باید حتما به قولی که به کودکمون میدیم عمل کنیم .

کمی صبر کنید...

در این درس مشارکت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

توجه داشته باشید که تمام اطلاعات شما نزد ما محفوظ می باشد